{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
tourism
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[توسط مترجم]
[معماری]
گردشگری
۰
۰
[توسط مترجم]
[مدیریت]
گردشگری
۰
۰
[توسط مترجم]
[جغرافیا ]
گردشگر
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
توریسم
۰
۰
[توسط مترجم]
[علوم اجتماعی]
گردشگر
۰
۱
[توسط مترجم]
[پزشکی]
پزشکی
معنی tourism, معنی فخعقهسو, معنی tourism, معنی اصطلاح tourism, معادل tourism, tourism چی میشه؟, tourism یعنی چی؟, tourism synonym, tourism definition,
معنی demonstrator
,
ترجمه demonstrator
به فارسی,
معنی چنگ زدن، پنجول زدن، بدزبانی کردن
,
معنی composition dependence
,
ترجمه composition dependence
به فارسی,
معنی resistant
,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی